|
بسم الله سلام مادر اجازه هست؟ برای عیادت امدم نمیدانم محرم هستم یا نه ولی اگر محرم هم بودم مطمئن باش داخل نمیشدم من کجا و خانه زهرا بی بی جان حالتان چطور است چیز هایی شنیده ام 27 سال است که باور نکرده ام امروز نمیدانم چه شد که دلم نه نه جسم و روحم امده به پشت درب خانه شما بی بی برایم تو بگو که چشد شنیدم رفتی فدکت را بگیری که یک حرامی راه بر تو بست و سیلی بر صورت شما زد بی بی جان اگر در صفات شما حوریه امده باشد که امده از خصوصیات حوریه این است که اگر برگی از درخت بی افتد و بر صورت حوریه برخورد کند جای ان برگ بر صورت میماند ای کاش دروغ باشد اینبار ای کاش اهل سنت درست بگویند که من میدانم همه انها از بزرگ و کوچکشان دروغ میگویند
در این وادی هرچه خواستم به من دادی .....................................
بگذریم مادرم مادر تمام خوبی ها این چه در خانه ایست برای شما درست کردن این در نیمه سوخته چه حکایتی دارد مادرم میدانم که دگر حد من نیست وارد جزئیات نمیشوم مادر فقط یک سوال؟ میخ مسمار انطرف نوکش کج شده بود یا نه؟ تنها ارزویم این است که نوکش کج بوده باشد وگرنه .............. مادرم حال که اینجا امده ام به حکایتی از مردان زمانم پی بردم حال فهمیدم که چرا هنگام جان دادن شهدا بالای سرشان می ایی حا ل فهمیدم حکایت میخ داغ شده در وسینه و فشنگ داغ جنگی چیست بی گمان سوزش بدی دارد خوش به حال انان که چشیدن ورفتن مادر سخت مشتاق چشیدنش هستم ان هم بر سینه بر پهلو بر بازو بگذریم امدم عیادت کنم و درد دل حرفهایم یادم رفت ای وای از دل دیدم دل شما از من خون تر است دیروز جلوی ائینه ایستادم دیدم موهای سرو صورت شروع به سفید شدن کرده خوشحال شدم اولین موهای سفید درنوکری شما بی بی جان اصلا فاطمیه دوم عقده دارد بی اختیار دوست داری گریه کنی رفقا همه مثل مرغ پر کنده هستن امسال کنجی برای خودم گزیده ام که بسوزم به دور از اهل شهرت دگر نمیخواهم پروپرانول و نیترو گلسرین بخورم میخواهم از جا کنده شود بسوزد دود شود مادرم میدانم که انقدر مهربانی که نمیتوانی ان را هم ببینی بیخود نیست میگویند مادر مگر میشود مادر بودو مهربان نبود امیدوارم مادرم حالت رو به بهبود برود من اینجا پشت درب خانه شما زانو زدم هر کاری بود در خدمتم یا لا اقل مواظبم حرامی ها دوباره حمله نکنند باشد که نگاه عنایت خاص شما بر سرم باشد یا حق ببخشید
برچسبها: عیادت حضرت زهرا میخ مسمار |